غروب خش خش پائیز ،فصل رویایی
درستیغ زمستان ، هجوم یلدایی
میان حجم نفسهای زایشی تب دار
شب تولد مهر ، این خدای زیبایی
شب سیاه سترگ بلند بی پایان
شب تولد استوره های مانایی
درین سیاهی تاریک تنگ بی زوزن
تویی که شوق رسیدن به صبح فردایی
تراکه نافه گشودست که اینچنین با عشق
که مستی ات بربوده است کف صهبایی
در ذهن نگنجند، درفهم نیاید این تناقضها
ستیغ قله چرایی ، پری دریایی
تو حماسه شرقی ، تو نوید بهاری
ترنمی ، غزلی ، مثنوی سرپایی
شب نزول غزلهای مست حافظ ، تو
ناسروده ترین شعر نیمایی
تو شاعرانه ترین حادثه عمر منی
نه ،شاعرانه ترین اتفاق دنیایی
چگونه تاب گشایم شکنج گیسو را
که تو فرشته بی تاب نا شکیبایی
تمام شادی امشب نثار یک نفست
تنت نگاره مانی ، نفست مسیحایی
فروغ گرم حضورت همیشه جاوید
دراین سرای کهن ، خانه اهورایی
تویی ورد شبانه ام تویی ثنای سحرم
ستاره سهیل من کی از افق بدر آیی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۷ ساعت 19:23 توسط فرهاد
|
اللهی نه سه ر توام نه سه لامه ت